محمد تقي جعفري
84
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و اطاعت از اولى الامر ) با يكديگر متفاوت مىباشند - اطاعت براى خداوند سبحان كه آفرينندهء هستى است ، اطاعت بنده براى خداى خويش است كه عبارتست از انجام دادن اعمالى مستند به تكاليف الهى كه به وسيلهء پيامبران عظام و عقول سليمه و فطرتهاى پاك براى بشر ارائه مىشود . اين دستورات بازگو كنندهء ارادههاى تشريعى خداوندى است كه عالم مطلق به همهء كائنات و اسرار و روابط آنها و داناى مطلق به همهء مصالح و مفاسد مادى و معنوى انسانها است ، در صورتى كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم و عقول سليمه و فطرتهاى پاك كه در منابع اسلامى حجت درونى ناميده شدهاند ، پيكهاى امين خداوندى هستند و از ذات خود بدان جهت كه مخلوقات او مىباشند ، چيزى ندارند مگر با تعليم و تربيت خداوندى كه در بارهء پيامبر و أئمهء معصومين انجام گرفته است . اين تعليم و تربيت خاص به جهت تأدب به آداب اللَّه و تخلق به اخلاق اللَّه بوده است كه پيامبر و أئمهء معصومين عليهم السلام داشتهاند . يعنى آن بزرگواران به جهت زهد حقيقى در مال و منال و مقام و جاه اين دنياى فانى ، آن صفا و نورانيت را پيدا كردهاند كه به اذن خداوند متعال مىتوانند با واقعيات و حقائق ارتباط معرفتى برقرار نمايند و اين گونه ارتباط در شهود واقعيات اگر چه مانند ارتباط به وسيلهء وحى است ولى وحى به معناى اصطلاحى آن نيست ، به همين جهت است كه اطاعت از سنت پيامبر اكرم و أئمهء معصومين عليهم السلام واجب است . در اين مورد يك مسألهء با اهميت وجود دارد كه بطور اختصار آن را مطرح مىنماييم و آن اينست كه آيا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مجتهد بوده است بعضى از فقهاء و متكلمين اهل سنت معتقد به اجتهاد پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله مىباشند ، مانند سعد تفتازانى در كتاب شرح مقاصد ، فخر رازى در تفسير خود در آيهء * ( عَفَا الله عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ ) * او چنين مىگويد : « من النّاس من قال إنّ الرّسول صلى الله عليه [ و آله ] و سلَّم كان يحكم